سيد اصيل الدين عبد الله واعظ

155

مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )

[ شاهرخ ] عزيمت نموده ششم ماه در دارالسلطنهء هرات به مقام باغ سفيد كه در فصل بهار خوشتر از وعدهء يار و خرم‌تر از وصل دلدار است . بيت : بهر سو يكى آبدان چون گلاب * شناور شده مرغ بر روى آب نزول اجلال فرمود . « 1 » و ميرزا بايسنقر فصل خزان به جانب ولايت سيستان رفته بود و چند روز در اطراف مملكت نيمروز نشاط شكار فرمود و به دولت و سعادت باز فرود آمد و زمستان در باغ سفيد به عشرت گذرانيد . « 2 » سيف بن يعقوب هروى ازين باغ نام برده : و از طرف دروازه ملكى در كوچه قهندز و باغات و شارع باغ سفيد لشكر منصور ملك اسلام غياث الحق و الدين با سپاه شاهزاده يسور در حرب آمدند . « 3 » اسفزارى در روضات در چندين جاى در جلد اول نام باغ سفيد را بياورده است چون غالبا در موردى كه صاحب مطلع از آن نامبرده است تذكر آن را نگارنده تكرار دانست . صاحب مطلع ذكر بناء باغ سفيد را مشروح مىآورد كه هيچ ابهامى نمىماند آنجا كه گويد : ذكر بناى باغ سفيد و بنياد كوشك : حضرت خاقان سعيد [ شاهرخ ] فرمود كه بر جانب شرقى شمال هرات به موضعى كه پيشتر به باغ سفيد موسوم بود در فضاى چون عرصهء اميد وسيع و بنائى چون ذروهء فلك رفيع ، مهندسان دانا و بنايان توانا روز جمعه بيست و چهارم ذىقعده به طالع سعد و ساعت ميمون عمارتى بنا نهادند و درهاى باغ جنان بر روى جهانيان گشادند و به خوبترين صورتى طرح كشيدند و چهرهء اول‌الفكر و آخرالعمل به چشم بصيرت ديدند . اساسى كه تا بنياد جهان و نهاد عالم است كس مثل آن نشان نداده ؛ باغى كه شميم نسيم آن نكهت مشك و عنبر به مشام جان فرستاده و كوشكى كه علو قدر او از چرخ برين گذراند و اوج رفعت تا ذروهء مشترى رساند . قطعه چمن از دلكشى چون عارض دوست * سرايش از خوشى چون چهرهء يار بكى را سعد گردون كرده معمور * يكى را بخت ميمون بوده معمار

--> ( 1 ) جزو اول ص 534 مطلع ( 2 ) جزو اول مطلع ص 566 ( 3 ) تاريخنامهء هرات ص 713